خرید بک لینک

درباره سایت

روانشناسی، حسابداری، گردشگری

آخرین مطالب

امکانات وب

«کاوی» در آغاز، مفهوم «ابَرانگاره» یا «الگوی ذهنی» را معرّفی می‌کند: شیوه‌ای که ما جهان را می‌بینیم، می‌فهمیم و تفسیر می‌کنیم. او معتقدست که ”ما جهان را چنانکه هست نمی‌بینیم؛ بلکه آنچنانکه خود هستیم، می‌بینیم.“ بنابراین، اگر به دنبال تغییرهای کوچک هستیم، باید روی نگرش و رفتار کار کنیم، امّا اگر خواستار دگرگونی‌های بنیادین هستیم، باید ابَرانگاره‌های خود را به چالش بکِشیم و آنها را با اصول پایدار هماهنگ کنیم!«کاوی» برای تشریح مفهوم «اثربخشی»، از داستان «مرغ تخم‌طلا» استفاده می‌کند: ”یک مرغدار، مرغ

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

«دوک»، دو نظام باوری متمایز را معرّفی می‌کند که افراد مطابق آنها به توانایی‌های خود می‌نگرند:آ) ذهنیّات ثابت (Fixed Mindset): باور به اینکه هوش، استعداد و مشخصه‌های شخصیّتی، صفاتی ثابت و تغییرناپذیر هستند که با انسان متولّد می‌شوند. دارندگان این ذهنیّات، هر موقعیّت را آزمونی برای سنجش توانایی‌های ذاتی خود می‌بینند و در پی اثبات مداوم هوشمندی و شایستگی خود بر می‌آیند. برای آنان، شکست نه یک تجربه‌ی آموزنده، بلکه تهدیدی برای تمامیّت هویّت‌شان محسوب می‌شود.ب) ذهنیّات رشد (Growth Mindset): باور به ای

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

«دکتر گلاس» با نگاهی آسیب‌شناختی، سی نوع از «آدم‌های سمّی» را در طیف‌های شخصیّتی دسته‌بندی کرده است. این افراد لزوماً بمعنای اختلال‌های روانپزشکی شدید نیستند، بلکه الگوهای رفتاری مشخّصی دارند که باعث احساس حقارت، اضطراب، خستگی عاطفی و حتّی ناخوشی جسمی در دیگران می‌شود. نکته‌ی کلیدی اینست که «سمّی بودن»، یک مشخصه مطلق نیست؛ یک فرد ممکنست برای شما سمّی باشد، امّا برای دیگری نباشد. بنابراین، کتابْ تأکید دارد که هرکس باید با آزمون‌های خودارزیابی، تشخیص دهد کدامیک ازین تیپ‌ها برای او سمّی هستند!از نگ

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

«دوهیگ» با تکیه بر پژوهش‌های علوم اعصاب، بویژه مطالعات مربوط به «گرههای قاعده‌ای» (Basal Ganglia) در مغز، شرح می‌دهد که عادت‌ها از یک فرایند سه‌مرحله‌ای تشکیل شده‌اند:- محرّک (Cue): رویداد یا احساسی که مغز را برای ورود به حالت خودکار آماده می‌کند.- روال (Routine): رفتار فیزیکی، ذهنی یا عاطفی که به دنبال محرّک انجام می‌شود.- پاداش (Reward): حس یا پاداشی که به مغز می‌گوید این حلقه را بخاطر بسپارد.«دوهیگ» حاکی از آن است که ’پاداش به‌تنهایی برای تثبیت عادتْ کافی نیست؛ آنچه یک عادت را به رفتار خودکار

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

«دکتر گلاس» در مقابل، «کاترین پاندر» بر مفهوم «پذیرش» (Receive) تأکید می‌کند. او روانشناسی را نقل می‌کند که می‌گوید: ”می‌توانیم هرچیزی که از نظر ذهنی بپذیریم را داشته باشیم؛ امّا آن را نخست باید از نظر ذهنی بپذیریم.“ ریشه‌ی بسیاری از ناکامی‌ها، احساسِ ناشایستگی یا گناهِ درونی در برابر دریافتِ خیر و فراوانی است؛ حتّی در میان افرادِ موفّق و ثروتمند.«پاندر» با بهره‌گیری از آموزه‌های معنویِ خاور و باختر، قانونِ «دادن و ستاندن» را بعنوان موتورِ محرّکِ فراوانیْ معرّفی می‌کند. بخشش، گامِ نخستِ دریافت ا

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

«رابرت گرین» در «قوانین طبیعت انسان» استدلال می‌کند که ’علی‌رغم باور نوین ما به خِردورز بودن، بخش اعظم تصمیم‌هایمان بر پایه‌ی احساس‌های لحظه‌ای است و این، ما را به موجودهایی نسبتاً غیرمنطقی تبدیل می‌کند.‘ او با اشاره به «پِریکْلِس»، مشخص می‌کند که ’خِرد واقعی در صبر و صعود زمان واکنش پیش از تصمیم‌گیری نهفته است؛ تا در گرمای هیجان‌ها، دست به گزینش‌های نادرست نزنیم.‘کتاب، ما را با انواع سوگیری‌های شناختی آشنا می‌کند: «سوگیری تأییدی» (تمایل به جستجوی اطّلاعاتی که پیشداوری‌های ما را تأیید کند)، «سوگ

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

اصل: پیش از ابتدا سخنرانی، چند ثانیه سکوت کنید تا توجّه دقیق حضّار را جلب کنید! این «مکث باردار» (pregnant pause)، فضایی از انتظار و کنجکاوی ایجاد می‌کند.مثال: «ناپلئون بناپارت» پیش از سخنرانی‌های جنگی خود، چهل تا پنجاه ثانیه سکوت می‌کرد تا سربازانش جامعاً متمرکز شوند.اصل: هرگز با جمله‌های کلیشه‌ای همانند ”خوشحالم که در این مراسم حضور دارم“ ابتدا نکنید! جمله‌ی اوّل باید قدرتمند، غافلگیرکننده و به یادماندنی باشد!مثال: «چِرچیل» در نخستین سخنرانی خود بعنوان نخست‌وزیر چنین آغاز کرد: ”برای نخستین‌بار

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

بزرگ‌ترین اشتباه ما اینست که تصوّر کنیم اوضاع تا ابد به همین شکل باقی می‌مانَد. «جانسون» تأکید می‌کند که ’انتظار تغییر را باید داشته باشیم، نه اینکه غافلگیر شویم!‘مثال: فرض کنید سال‌ها در یک شرکت باثبات کار کرده‌اید! اگر ماهانه از خود بپرسید ”اگر وضعیّت شغلی‌ام زمان آینده تغییر کند، چه می‌کنم؟“ ذهن شما همواره برای مواجهه با تغییرهای احتمالیْ آماده خواهد بود.شخصیّت‌های داستان که تغییر را نادیده می‌گیرند، متوجّه نمی‌شوند که پنیرشان هرروز کم‌کم کمتر می‌شود، تا اینکه یکباره همه‌اش ناپدید می‌شود. در

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

کتاب، با این پیشفرض کلیدی آغاز می‌شود که پس از یک جدایی، سه راه پیشِ رو دارید که تنها یکی از آنها درست است:برنامه‌ی کتاب، بر چند اصل استوار است که مهم‌ترین آنها قاعده‌ی «قطع تماس» (No Contact) است. این قاعده، که در فصل دوّم به تفصیل شرح داده شده است، به معنای قطع جامع هرگونه ارتباط با فرد سابق برای مدّتی مشخّص است تا فضای لازم برای بهبودی فراهم شود.فصل‌های کتاب، یک ساختار گام-به-گام برای این فرایند درمانی ارائه می‌دهند که هرکدام به یکی از جنبه‌های کلیدی این سفر می‌پردازد.اصل: پذیرش این ایده که ’

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

نخستین گام برای پاکسازی ذهن، اینست که بدانیم اصلاً چه باعث این شلوغی می‌شود. کتاب به ما می‌گوید که ’استرسِ روزمرّه، حجم بالای اطّلاعات، و عادت به نگرانی، سه عامل اصلی هستند. این عامل‌ها مثل انباشت وسیله‌های اضافی در یک اتاق، فضای ذهنی ما را اشغال می‌کنند و جایی برای تفکّر شفّاف باقی نمی‌گذارند.‘مثال: فرض کنید روزتان را با چِک کردن چندین شبکه‌ی اجتماعی، خواندن خبرهای منتشر شده منفی، و پاسخ دادن به ده‌ها رایانامه (email) ابتدا کنید! تا پیش از ظهر، ذهن شما چنان انباشته از اطّلاعاتِ مختلف شده است که

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

صفحه بندی